مقایسه شرکت های تضامنی و نسبی

مقایسه شرکت های تضامنی و نسبی

شرکت تضامنی

شرکت تضامنی از جمله شرکت های خصوصی محسوب میشود که در امور تجاری مورد استقبال قرار گرفته است و بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود و می تواند فقط توسط یک مدیر عامل از میان شرکا و خارج از شرکا انتخاب شود همچنین عزل مدیرعامل باید طبق اساسنامه و رای اکثریت شرکا صورت گیرد، یکی از ویژگی های شرکت تضامنی نامحدود بودن مسئولیت هریک از شرکاء نسبت به تعهدات شرکت می‌باشد. در واقع در صورتی که سرمایه شرکت برای پرداخت خسارات احتمالی کافی نباشد، مسئولیت پرداخت خسارات و بدهی شرکت به‌صورت نامحدود بر عهده یکی از شرکاء است و در صورت پرداخت تعهدات و بدهی‌های شرکت توسط یکی از شرکاء، وی می‌تواند نسبت به مطالبه این میزان پرداختی به نسبت سهم الشرکه سایر شرکاء اقدام کند. و می توان تاکید کرد که شخصیت شرکا نقش بسیار مهمی در این نوع شرکت ایفا می کنند.

شرکت نسبی

شرکت نسبی شرکتی تجاری است که فقط در حقوق ایران دیده می شود و در حقوق اروپایی وجود ندارد. در حقیقت ، قواعد حاکم بر این شرکت، تلفیقی است از قواعد حقوق مدنی و قواعد حقوق تجارت در مورد شرکت تضامنی و ویژگی اصلی آن به گونه است که در آن، مسئولیت شرکا در برابر اشخاص ثالث به نسبت سهم الشرکه آنهاست. ماده ۱۸۳ قانون تجارت این ویژگی شرکت نسبی را این گونه بیان می کند: «شرکت نسبی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین دو یا چند نفر تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در شرکت گذاشته».

مقایسه شرکت های تضامنی و نسبی

وجه اشتراک شرکت تضامنی و نسبی

شرکت نسبی با شرکت تضامنی ویژگیهای مشترکی دارند از جمله اینکه در این دو شرکت منافع به نسبت سهم هر یک از شرکا بین شرکا تقسیم می‌شود مگر اینکه در شرکتنامه غیر از این قید شده باشد؛ هر دو شرکت زمانی تشکیل می‌شود که تمامی سهم نقدی و غیر نقدی پرداخت شده باشد؛ در این نوع شرکت‌ها شرکا باید حداقل یک نفر را از بین خود یا از خارج برای مدیریت برگزینند که محدوده مسئولیت آن در هر دو شرکت مانند هم هستند؛ شرکای این دو نوع شرکت نمی‌توانند سهم خود را به دیگری دهند مگر اینکه کلیه شرکا رضایت داشته باشند ؛ همچنین موارد انحلال، تغییر، تبدیل و ادامه حیات شرکت‌ها مثل هم هستند؛ هر دو شرکت فقط به منظور امور تجاری تشکیل می‌شوند و در غیر از امور تجاری از قوانین مدنی تبعیت می‌کند؛ همین طور هر شخص جدیدی که وارد شرکت شود مسئولیت آن نسبت به قروضی که قبل از او در شرکت وجود داشته برقرار می‌باشد. در نتیجه به طور کلی تمامی تصمیمات و تغییرات در شرکت‌های نسبی و تضامنی باید مورد تایید تمام شرکا باشد.

تفاوت شرکت تضامنی و نسبی

در شرکت تضامنی شرکا در مقابل طلبکاران مسئول پرداخت قروض شرکت هستند در حالی که در شرکت نسبی بر اساس ماده ۱۸۶ اگر دارائی شرکت نسبی برای ادای تمام قروض شرکت کافی نباشد هر یک از شرکا به نسبت سرمایه ای که در شرکت داشته مسئول هستند. در شرکت نسبی برای اسم شرکت باید نام شریک یا شرکا ذکر شود، این برخلاف آن چیزی است که در شرکت تضامنی وجود دارد.

وظایف مدیران شرکتهای تضامنی و نسبی

مدیر یا مدیران شرکتها تضامنی و نسبی موظف به اداره شرکت مطابق قواعد تعریف شده می باشند و همان طور که در شرکتنامه و یا اساسنامه وظایف ایشان تعریف شده ، بر اساس مقررات اسناد ذکر شده خواهد بود . چنانچه که اساسنامه وجود نداشته باشد به ناچار باید وظایف و اختیارات مدیران این شرکتها را در چهار چوب قواعد کلی اداره شرکت باشد. مسئولیت مدیر در مقابل شرکا مانند مسئو لیتی است که وکیل در مقابل موکل دارد .
با توجه به عدم پیش بینی وظایف مدیران این شرکتها در قانون تجارت باید وظایف و اختیارات مدیران شرکتها در چهار چوب قواعد بالا ، در پیوند با یکدیگر تحلیل گردد. به نوعی دیگر مدیر به عنوان وکیل شرکت باید وظایف مربوط با آنچه که عرفا در راستای اداره امور تعبیر می شود را به انجام رساند. از جمله این وظایف رعایت مصلحت و توجه به منافع شرکت و پرهیز از قرار گرفتن در موقعیتی که تعارض منافع مدیر با شرکت را گریز ناپذیر سازد، می توان نام برد.

موارد انحلال شرکت

۱- وقتی که شرکت موضوعی را که برای آن تشکیل شده است ، انجام داده باشد و انجام آن تمام شده باشد.
۲- وقتی که انجام موضوعی که شرکت برای آن تشکیل شده ، غیرممکن شده باشد
۳- در صورتی که شرکت برای مدت معینی ، مثلاً ده سال ، تشکیل شده و مدت ذکر شده منقضی شده باشد .
۴- در صورتی که شرکت ورشکست شود .
۵- در صورت رضایت تمام شرکاء .
۶- در صورتی که یکی از شرکاء به هر دلیلی انحلال شرکت را از دادگاه درخواست نماید و دادگاه آن دلایل را بپذیرد و حکم به انحلال شرکت بدهد .
۷- هرگاه یکی از شرکاء شرکت را فسخ کند. ( فسخ شرکت در صورتی ممکن است که در اساسنامه این حق از شرکاء سلب نشده و ناشی از قصد اضرار نباشد . تقاضای فسخ باید شش ماه قبل از فسخ ، کتباً به شرکاء اعلام شود .)
۸- در صورت ورشکستگی یکی از شرکاء
۹- در صورت فوت یا ممنوعیت یکی از شرکاء
۱۰- در صورت درخواست طلبکاران هر یک از شرکاء ، چنانچه که نتوانسته باشند طلب خود را از دارائی شخص مورد نظر وصول کنند و سهم مدیون از منافع شرکت ، برای پرداخت آن کافی نباشد .